قابل توجه تمام نویسنده های وبلاگ
جمعه 5 اسفند 1390 06:34 ق.ظ
ارسال شده در: متفرقه ،

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 23 اسفند 1390 05:45 ب.ظ
شهادت امام علی النقی الهادی
جمعه 5 خرداد 1391 05:24 ق.ظ
ارسال شده در: پست های مناسبتی ،
سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.
امام ابوالحسن علی النقی هادی علیه السلام ملقب به امام " هادی"، دهمین پیشوای شیعیان در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام " صریا" متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام حسن علیهما السلام به عسكریین شهرت یافتند، زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادی علیه السلام به لقبهای دیگری مانند: نقی، عالم، فقیه، امین و طیب شهرت داشت و كنیه مبارك ایشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنیه امام موسی كاظم و امام رضا علیهما السلام نیز ابوالحسن بود، لذا برای اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم علیه السلام، ابوالحسن ثانی به امام رضا علیه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادی علیه السلام اختصاص یافته است.
پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوی گرامی سمانه است كه بانویی با فضیلت و با تقوا بود. امام هادی (ع) در سن 6 یا 8 سالگی یعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسید. مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصیت امام هادی (ع) به قدری زیاد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتی از این اعترافات مبنی بر شخصیت آن امام به لحاظ اخلاقی و بخشی دیگر ناشی از ابعاد علمی آن حضرت و شمه ای، نتیجه كراماتی است كه از آن بزرگوار صادر شده است.
ابن صباغ مالكی در كتابی موسوم به فصول المهمه خطوط واضحی از سیمای تابناك فضایل و ویژگی های اخلاقی امام هادی (ع) قهرمان شكست ناپذیر عصر متوكل عباسی را ترسیم می كند!
�فضل و دانش امام دهم شیعیان بر اوج قلل بلند پایه عالم بشریت نقش بسته بود و رشته های مشعشع آن بر اختران آسمان سر می سایید. نیكی ها و اخلاق پسندیده او را نمی توان در شمار عدد ذكر نمود. اما می شود به افتخارآمیزترین آنها كه موجب حیرت است بسنده كرد. او جمیع صفات نیك و مفاخر معنوی را یک جا در وجود داشت. ابعاد وسیع و منبع فیاض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدین سبب او از ناشایسته ها و آلایش ها به دور و بركنار است.�
امام هادی (ع) دارای نفس زكیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود كه هرگز احدی از مردم را نمی توان در مقایسه با او همتا و همسان دانست.
ابن شهر آشوب از رجال حدیث نقل می كند كه او نیك سرشت ترین و پاك ترین روش را در میان جامعه دارا بود، راستگوترین افراد جامعه محسوب می شد، به هنگام سكوت، شكوه هیبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمی گرفت و چون لب به سخن می گشود، گزیده و نغز می گفت به طوری كه شعاع كلامش روح آدمیان را سحر می كرد.
در وجود مقدس امام هادی (ع) ویژگی های اخلاقی پسندیده می درخشید. امامت، كمال و دانش و فضیلت و سرشت و اخلاق نیك از فرازهای اخلاقی این امام همام است.
خداوند به قدرت بی منتها و دانش وسیع خود، گنجینه هایی از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ایشان را به زیور دانش آراسته است، این گنجینه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختیار امامان شیعه كه راهبران حقیقی بشر هستند، قرار داده است.
امام هادی (ع) كه در زمره امامان شیعه و از خاندان رسالت است، نیز از ویژگی دانشی گسترده و جامع برخوردار است، طوری كه سمبل های دانش و فرهنگ وی، عقول را حیران و اندیشه ها را به اعجاب واداشته است.
امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حیاتش احترامی شگفت در قلوب همگان ایجاد كرده بود. نامه آن حضرت در رد پیروان معتقد به تفویض و جبریون و اثبات عدل و حد مابین جبر و تفویض، از فرازهای شگفت آور دوره امامت، امام هادی محسوب می شود و بسیار مورد تعمق و توجه می باشد.
امام هادی (ع) در این نامه، نظریه پیروان هر دو عقیده را با منطقی ترین اصول مردود اعلام كرده و اسراری از علوم و حقایق آن را پاسخ فرموده است.
با توجه به اینكه خداوند دارای عدل و انصاف و حكمت بالغه است، پس اوست كه می تواند هركس را بخواهد از میان بندگان خود برای ارسال پیامش و تبلیغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هایش برگزیند. گوشه ای دیگر از دریای بیكران دانش امام هادی (ع) در تاریخ خطیب بغدادی تجلی دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذكر شده و در مقام اثبات آن می گوید:
روزی یحیی بن اكثم در مجلس واثق خلیفه عباسی كه جمعی از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال كرد كه چه كسی سر حضرت آدم (ع) را هنگامی كه حج به جا آورد، تراشید؟
تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اكنون من كسی كه جواب این سؤال را بدهد حاضر می كنم، سپس شخصی را بدنبال حضرت هادی (ع) فرستاد و وی را به دربار خلیفه دعوت كرد. امام نیز دعوت را پذیرفت و برای اظهار و بیان حقیقت به دربار واثق رفت. خلیفه پرسید: ای ابوالحسن به ما بگو چه كسی سر حضرت آدم را هنگام حج تراشید؟ امام فرمود: ای واثق ترا به خدا سوگند می دهم كه ما را از بیان و جواب آن معاف كنی، خلیفه گفت: ترا سوگند می دهم كه جواب را بفرمایی!
امام فرمود: اكنون كه قبول نمی كنی، پس می گویم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش كه رسول خدا باشد، اطلاع داد كه فرمود: برای تراشیدن سر آدم جبرئیل مأمور شد یاقوتی از بهشت آورد و به سر آدم كشید تا موهای سرش بریزد.
در مورد جاذبه اجتماعی و نفوذ سیاسی امام هادی (ع) فقط می توان همین را گفت كه یكی از تجلیات و تشعشعات پرشكوه خداوند و تابش منبع فیاض نور حق در وجود امام هادی (ع) متجلی و منعكس شده و از وجود حضرت نیز مانند آینه ای كه انوار گوناگون را در خود انعكاس می دهد، ساطع بوده است. كسی را در عصر پیشوای دهم، توان نگاهی ممتد و حتی لحظه ای كوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستی و ترس بر قلب ها سایه می افكند. در كتاب های تاریخی آمده است كه حضور امام در هر مجلسی مورد تجلیل و احترام عمیق بود و خواسته و ناخواسته اطرافیان را تحت تأثیر و نفوذ قرار می داد و همنشینان وی همواره آرزوی مجالست و مراودت او را در سر داشتند.
با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قیام مسلحانه امام دهم را از میان بردارد، ولى هیچ گاه به این بهانه دست نیافت. با این حال، نتوانست حیات شریف آن حضرت را كه مانع خودكامگیهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شیعیان بر گرد آن پروانه وار می چرخیدند، تحمل كند، لذا ایشان را بنا به روایتى، در تاریخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.
امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شریفشان می گذشت، به مقام امامت نایل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسیدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه علیه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرین).
از بیانات گهربار آن حضرت است كه فرموده اند:
(الحكمة لا تنجع فی الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثیر نمی كند.
در خاتمه باید متذكر شویم كه امام هادی (ع) اصحاب فراوانی دارند كه بسیاری از آنها فخر شیعه هستند و از جمله آنها حضرت عبدالعظیم حسنی است كه در شهر ری مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادی به او خیلی احترام می گذاردند. او كسی است كه ایمان را خدمت حضرت هادی به این صورت عرضه داشت:
�خدا یکی است و شبیه برای او فرض نمی شود، جسم نیست بلكه خالق جسم است. همه چیز را خلق نموده است و همه چیز به دست او است و او مالك آنها است. محمد صلی الله علیه و آله پیامبر است و او آخر پیامبران است كه پیامبری بعد از او نخواهد آمد و دین او پایان همه ادیان است، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب وصّی پیامبر است و بعد از امیرالمؤمنین، حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و بعد از او فرزندش كه غایب می شود و روزی ظاهر می شود و جهان را انبوه از عدل می كند بعد از آنكه ظلم انبوه باشد.� عبدالعظیم گفت: �اقرار دارم و می گویم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و میزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و می دانم كه قیامت آمدنی است. و بر واجبات الهی كه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منكر است اقرار دارم.� حضرت فرمودند: �ای ابوالقاسم این دین پسندیده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.�
عبدالعظیم رحمه الله دین اعتقادی را عرضه داشت زیرا تنها اعتقاد نمی تواند موجب نجات باشد. دینی موجب نجات است كه توأم با عمل باشد. از این جهت حضرت هادی (ع) ایمان را چنین فرموده اند. ابودعامه می گوید: به عیادت حضرت هادی رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عیادت من آمدی بر من حقی پیدا كرده ای، برای ادای حقت روایتی از پدرم كه از پدرانش و از امیرالمؤمنین و او از رسول اكرم علیه السلام نقل كرده است می گویم:
قال رسول الله الایمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.
ایمان چیزی است كه در دل جایگزین شده است و اعمال، گفتار و كردار آن را تصدیق می كند.
از این جهت در قرآن شریف و روایات اهل بیت فراوان دیده می شود كه از افرادی كه مرد عمل نیستند سلب ایمان شده است.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ولادت امام محمد باقر
چهارشنبه 3 خرداد 1391 05:21 ق.ظ
ارسال شده در: پست های مناسبتی ،
چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه حوزه ها و دانشگاه ها سفره پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.
ماه محرم ماه حماسه خونین و همیشه جاویدان كربلا با کوله باری از غم و اندوه سپری شد و در ایام صفر با غم سنگینی كه از لاله های خونین دشت کربلا بر دلهایمان همیشه باقی است، در شب میلاد آخرین بازمانده كربلای عطش، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقیع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هایت را می بندی و دیوار بقیع را در برابرت مییابی و آنگاه كه شبكه های پنجره را لمس میكنی مرغ جانت پر می كشد كه بر مزار های مطهر و پاكشان حضور یابی، صورت بر خاك معطرشان بگذاری و با سوز دل غربت اشان را گریه كنی. این جا مدینه است این جا بقیع است و این چهار بقعه تاریك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مینگری كه تنها با سنگی بر روی آنها نشان از مزار شریف گلی از بوستان محمد (ص) دارند.
گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شیعه تابیدن گرفت؛ اما آسمانی كه رخت ماتم بر تن نموده، عزادار دیگر ستارگانی است كه ابرهای كینه و سنگ دلی در كربلا، جلوی درخشش آنها را گرفته اند.
امام شكافنده دانش ها كه جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضیلت و بینش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشری، امام پایداری و تلخی چشیده ای از حماسه عاشورا كه پیمانش با خدا غیر قابل تردید و فضیلت و كمالش غیر قابل انكار است امام علم كه چشمههای جوشان دانش و فنون و حكمت از اندیشه های این بابغه دین می جوشید و میتراوید و اوراق زندگی اش سراسر سرشار از احادیث روایتها و كلمات قصار و نصیحت هاست.
شب میلادش، فضای ساكت و آرام مدینه، مبهوت نورافشانی خانه گلین امام سجاد (ع) است و فروغی نورانی، آسمان مدینه را روشن كرده است؛ نوری كه از چهره معصوم و منور نوزادی مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاری شكافنده علم ها در بیابان خشكیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سیراب ساخت.
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که: دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام "ابو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است . تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدینه اتفاق افتاد.
در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زین العابدین (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند. قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند. برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند. اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند. زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار اهتمام می ورزیدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند. به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.
دانش امام باقر علیه السلام نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، �جابر بن عبد الله� نزد امام باقر (ع) مى آمد و از آنحضرت دانش فرا مىگرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مىدهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.
در مکتب تربیتی امام باقر (ع) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود.
امام پنجم (ع) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود. در ضمن سخنانش می فرمود:
مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد.
امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی، کمال مواظبت را داشت. میخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید. در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای کشت آماده می ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) می رفت، پس از گزاردن فریضه، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند.
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفیان، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شایسته امام معصوم است، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری نمود و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.
امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکیل حلقه های درس، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احادیثی که از آن حضرت روایت شده، تعیین فرموده است. چنان که در این حدیث آمده است:
در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) گوئیا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشیده بودند و در کنار دریای بیکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند. بی جهت نبود که مولای
متقیان بارها می فرمود: "سلونی قبل از تفقدونی"؛ پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید و بارها می گفت: من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدریج، به ویژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول یکی از مورخان:
"مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند". امام باقر (ع) نیز چون زمینه قیام بالسیف (قیام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود، از این رو، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از این طریق مناسب تر می دید، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت. اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت. در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی شورش (علیه دستگاه) غافل نبود، و از راه دیگری نیز آن را دامن میزد: و آن راه، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
روز بزرگداشت ملاصدرا
دوشنبه 1 خرداد 1391 06:19 ق.ظ
ارسال شده در: پست های مناسبتی ،
محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدر المتالهین یا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادی الاولی سال 980 قمری دیده به جهان گشود.پدر او خواجه ابراهیم قوامی مردی پرهیزگار دیندار و دوستدار و حامی دانش و معرفت بود.در زمان حیات ملاصدرا, شیراز دارای حكومت مستقلی بود و حكمرانی آن به برادر شاه واگذار گردید كه ، پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومین شخصیت مهم آن منطقه به شمار می رفت, و به نظر می رسید تنها موهبتی كه خداوند به او ارزانی نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهای این مرد پاك و زاهد را بی جواب نگذاشت و بهترین پسران را به او ارزانی كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدین نام نهاد به آن امید كه عالی ترین شخصیت مذهبی گردد. در دوران جوانی, صدرالمتالهین جوان با شیخ بهایی آشنا گردید كه سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا توسط این دانشمند جهاندیده كم نظیر بنا نهاده شد. و تكمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی و الهی و معارف حقیقی و اصول یقینی سیدامیر محمد باقر بن شمس الدین مشهور به میرداماد عهده دار گشت. 
صدرالمتالهین حكیم خانه به دوشی بود كه به جرم آزادگی روح و فكر مجبور شد تا از پایتخت و پایتخت نشینان روی گرداند. وی در مقدمه كتاب اسفار دلایل بیزاری خود را از جاهلان فرزانه نمای زمان خود و عزلت و تصوف خویش را در كهك (روستایی دورافتاده در سی كیلومتری شهر مقدس قم) بیان داشته است.پس از بازگشت به شیراز شهرت صدرای شیرازی عالمگیر شده بود و طالبان حكمت از نواحی و اطراف برای درك فیض به حضورش می شتافتند. او خود در مقدمه اسفار می گوید: �..... بتدریج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاری خروشان فرود آمد و چون دریایی پر موج در منظر جویندگان و پویندگان قرار گرفت.
شرایط اجتماعی:
در زمان حیات ملاصدرا یعنی در اواخر قرن دهم و شروع قرن یازدهم هجری كلام و فلسفه از علوم رایج و محبوب آن زمان به شمار می رفتند. دلیل عمده گسترش این علم نسبت به سایر علوم آن زمان مانند فقه، ادبیات عرب، ریاضی، نجوم و طب و دیگر علوم و همچنین هنرهای رایج آن زمان مانند خط، معماری و كتیبه را می توان در شرایط اجتماعی آن دوران كه خود زاییده شرایط سیاسی حاكم بر كشور بود جستجو نمود. عدم وابستگی و استقرار ومركزیت حكومت وقت امنیت و آزادی خاصی را حكمفرما ساخته بودكه شكوفا شدن استعداد ها و گسترش هنر و علم را در پی داشت.
شخصیت فلسفی:
صدرالدین محمد در علوم متعارف زمان و بویژه در فلسفه اشراق و مكتب مشاء و كلام و عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت. او آثار فلسفی متفكرانی چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و همچنین دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی را دقیقا بررسی نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسایل مبهم مكاتب را بخوبی دانست. او اگر چه از مكتب اشراق بهره ها برد ولی هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گرچه شاگرد مكتب مشا گردید لیكن هرگز مقید به این روش نشد. ملا صدرا پایه گذار حكمت متعالیه می باشد كه حاوی ژرف ترین پاسخ ها به مسائل فلسفی است. ملاصدرا علاوه بر سالك و رهرو در عرفان بعنوان موفق ترین سالكین در فلسفه می باشد كه با طی كردن مراحل مختلف گنجینه با ارزشی را برای ساخت قلعه ای از دانش كشف نمود كه با نور جاودانی حقیقت می درخشد.
شخصیت عرفانی:
من وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله های آتش جهالت و گمراهی برافروخته تر و بدحالی و نامردی فراگیرتر می شود ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معركه بیرون كشیدم و از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه ای پناه بردم و در انزوای گمنامی وشكسته حالی پنهان شدم. دل از آرزوها بریدم و همراه شكسته دلان بر ادای واجبات كمر بستم.
با گمنامی و شكسته حالی به گوشه ای خزیدم. دل از آرزوها بریدم و با خاطری شكسته به ادای واجبات كمر بستم و كوتاهیهای گذشته را در برابر خدای بزرگ به تلافی برخاستم. نه درسی گفتم و نه كتابی تالیف نمودم. زیرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القای درس و رفع اشكالات و شبهات و .... نیازمند تصفیه روح و اندیشه و تهذیب خیال از نابسامانی و اختلال، پایداری اوضاع و احوال و آسایش خاطر از كدورت و ملال است و با این همه رنج و ملالی كه گوش می شنود و چشم می بیند چگونه چنین فراغتی ممكن است... ناچار از آمیزش و همراهی با مردم دل كندم و از انس با آنان مایوس گشتم تا آنجا كه دشمنی روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بی اعتنا شدم. آنگاه روی فطرت به سوی سبب ساز حقیقی نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاری برخاستم و مدتی طولانی بر این حال گذرانده ام. سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت ریاضت نورالهی در درون جانم تابیدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتی بر آن افاضه شد و اسرار نهانی جبروت بر وی گشود و در پی آن به اسراری دست یافتم كه در گذشته
نمی دانستم و رمزهایی برایم كشف شد كه به آن گونه از طریق برهان نیافته بودم و هر چه از اسرارالهی و حقایق ربوبی و ودیعه های عرشی و رمز راز صمدی را با كمك عقل و برهان می دانستم با شهود و عیان روشنتر یافتم. در اینجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت یافت و نسیم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزید و آنچنان به حق نزدیك شد كه همواره با او به مناجات نشست.
آثار:
1- الحكمه العرشیه
2- الحكمه المتعالیه فی الاسفار العظیمه الاربعه
3- المعه المشرقیه فی الفنون المنطقیه
4- المبدا و المعاد
5- المشاعر
6- المظاهر الالهیه فی الاسفار علوم الكاملیه
7- الشواهد الربوبیه فی مناهج السلوكیه
8- التصور و التصدیق
9- الوریده القلبیه فی معارفه الربوبیه
10-اسرار الایات و الانوار البینات
11-دیوان اشعار
12-حدوث العالم
13-اكسیر العارفین فی المعارفه طریق الحق و الیقین
14-اعجاز النعمین
15-كسرالاصنام الاجاهلیه فی ذم المتصوفین
16-مفاتیح الغیب
17-متشابهات القرآن
18-رساله سه اصل
وفات:
حكیم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا بخشید و در آخر نیز سر بر این راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاك سپرده شد و اگر چه امروز اثری ازقبر او نیست اما عطر دلنشین حكمت متعالیه از مركب نوشته هایش همواره مشام جان را می نوازد.
روز بهرهوری و بهینه سازی مصرف
امروزه در اقتصاد كلیه كشورها چه کشورهای توسعه یافته و چه در حال توسعه بهره وری به اولویتی ملی تبدیل شده است. بهرهوری بطوری که موجبات رشد اقتصادی و كنترل تورم را فراهم و امكان دستیابی در سطح بالای استاندارد زندگی را میسر میكند. و از لحاظ به حداكثر رساندن منافع افزایش بهره وری، اهداف بهره وری باید در طرحهای ملی توسعه گنجانده شوند. اگر بخواهیم بهره وری موجب تفاوت در رقابت بازرگانی، ایجاد رفاه ملی و بهزیستی مردم شود، یك رهیافت ملی و جامع، ضروری است.
بهره وری به عنوان یك رویكرد مدیریتی كم كم جای خود را در كشور ما باز می كند، ارتقاء بهره وری جزء لاینفك مدیریت كشور است و همه طراحان، تولید كنندگان و مدیران كشور به نحوی با آن سروكار دارند. در سازمان ملی بهره وری ایران به عنوان كانون هماهنگی و برنامه ریزی بهره وری كشور در زمینه ارتقاء بهره وری حركتهای مؤثری انسجام یافته، اما این تلاش ها بدون پشتوانه نظری و همكاری و اعتقاد اند یشمندان و فرهیختگان كشور ممكن نیست. سازمان بهره وری به عنوان پیشنهاد دهنده هدف ها و اولویت ها و تدوین شاخص های بهره وری زمینه بهبود كیفیت و اثربخشی را در مدیریت كشور فراهم می كند. اما همه سازمانها و نهادهای كشور موظفند تا در این امر ملی قدم های استواری بردارند.
بهره وری در كل عبارتست از تقسیم ستانده به داده و در سطح ملی ستانده عبارتست از ارزش افزوده ملی یا تولید ملی. نهاده عبارتست از زمان بالقوه برای كار و فعالیت. این جوشش و زایش محصول به وجود آمدن فضائی باز و قانونمند است كه در آن انسان ها مجال داشته باشند با احترام متقابل آزادانه بیندیشند، تجربه كنند و با نقادی مداوم، بینش ها و روش های خود را اصلاح نمایند. حركت توفیق آمیز به سوی بهره وری در گرو اعتقاد فردی و تك تك آحاد جامعه است. استقرار چرخه بهره وری در كشور سرآغاز حركتی نوین در توسعه خواهد بود و در آینده متضمن شایسته سالاری در مدیریت كشور است. 
جا دارد كه چرخه بهره وری شامل محاسبه شاخص ها، ارزیابی شاخص ها، برنامه ریزی و اجرای برنامه های بهره وری با تاكید بر رویكرد تولید ملی با جدیت بیشتر در كلیه دستگاههای اجرائی و بنگاههای اقتصادی دنبال گردد. تغییر و تحول نمی تواند به صورت آمرانه و از بالا به پایین باشد. بلكه جوشش از درون انسان ها است. در این رابطه تجربه گذشتگان نشان می دهد كه تشكیل گروههای حل مساله می تواند رویكردی موفق در ارتقای بهره وری باشد و لذا به كارگیری آن در كلیه سازمانها الزامی و بر همه واجب است این امر مهم را در دستور كار روزانه و اجرائی خود قرار دهند.
مفاهیم، نكات و پیامهای بهره وری
1- به لحاظ عدم آگاهی كامل افراد جامعه از مفاهیم بهره وری برداشتهای نادرستی بعضاً از بهره وری و بهبود آن میشود، بطور مثال عدهای بهرهوری را بهعنوان سختتر كار كردن میدانند در صورتی كه معنا و مفهوم بهره وری در ارتباط با كار كردن چیز دیگری است. بهره وری را میتوان هوشیارانه و آگاهانه تر كار كردن بیان كرد نه سختتر كار كردن.
2- اگر سازمانی بخواهد به بهبود بهره وری مستمر و پایدار دست یابد باید برای بهره وری و بهبود آن اهمیت استراتژیك قائل شود و به بهبود بهره وری به عنوان یك فرایند مدیریتی نگاه كند. چون فرایند مدیریتی، فرایندی مستمر، پیوسته و پایدار بوده و هنگامی كه شكل گرفت به طور مداوم و لاینفك به عملكرد سازمانی تبدیل میشود و برخلاف برنامه به یك دوره زمانی خاص محدود نمیشود.
3- بهره وری قبل از اینكه بهعنوان یك شاخص اقتصادی و یا عامل توسعه مطرح شود یك فرهنگ است. برای اینكه بهرهوری در یك جامعه پایگاهی پیدا كرده و ماندگار شود و در متن عقاید و سنتهای بومی ریشه بدواند، باید نه تنها به عنوان یك معیار اقتصادی صرف، بلكه بهعنوان یك اندیشه و تفكر قلمداد شود.
4- همیشه این باور وجود دارد كه هر فرد در حالت عادی دارای استعدادها، قابلیتها و ظرفیتهایی از قبیل: خلاقیت، نوع آوری، ابتكار، اختراع، مدیریت، رشد و ترقی و همچنین ویژگیهای خاصی میباشد كه بر اثر پرورش و آموزشهای صحیح و مناسب میتوان این استعدادها، قابلیتها و ظرفیتها را به مرحله ظهور رساند و موجب رشد و بهبود بهره وری نیروی انسانی گردید. بنابراین از جمله مهمترین ابزارهای رشد و بهبود بهرهوری توجه به آموزش و پرورش هدفمند نیروی انسانی میباشد.
5- سعادت، خوشبختی و بهروزی هر ملتی وابسته به كار و تلاش همه اقشار جامعه میباشد و بهره وری معیاری برای ارزیابی عملكرد این فعالیتها و تلاشها در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میباشد. بر این اساس طبیعی است جوامعی كه مردمی سختكوش و فعال و تلاشگر دارند از بهرهوری بالایی برخوردار خواهند بود.
برای بهره ور بودن، باید باور و اعتقاد داشته باشیم كه امروز، بهتر از دیروز و فردا بهتر از امروز میتوان عمل كرد و این مطلب همان فرمایش حضرت علی (ع) است كه میفرماید: هر كسی دو روزش مثل هم باشد زیان دیده است، بر این اساس باید سعی و تلاش نمود كه هر روزمان بهتر از دیروزمان باشد و این هم یك پیام بهرهوری است.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
زیارت عاشورا
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 01:44 ق.ظ
با نوای مداح انصاریان
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
داستان حضرت صالح علیه السلام
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 01:29 ق.ظ
صالح در میان قوم ثمود که ثمود از نوادگان حضرت نوح بوده زندگی میکردونسب صالح هم به ثمود میرسد.

صالح در قرآن
به قسمتی از سخنان صالح خطاب به قومش وجوابهای مردم بت پرست اشارهمینمائیم:
«صالح به قومش گفت:چرا تقوا ندارید؟من برای شما پیامبری امینم.پستواداشته واز من پیروی کنید.من از شما مزد نمیخواهم که مزدم با خداست.آیا شمادر حال امنین رها خواهید شد؟در باغها وچشمه سارها و کشتزارها و درختهایخرمایی که میوهاش لطیف است؟در حالی که از کوهها خانهها میتراشید!پس تقواداشته واز من فرمان برید و از مسرفین اطاعت نکنید آنها که در زمین تباهکاریمیکنند وکار نیک وشایسته نمینمایند.آنها گفتند:تو جادوشدهای!تو آدمی مثلما هستی و اگر راست میگویی معجزه بیاور!»
«صالح گفت:ای قوم من!چرا برای عذاب عجله میکنید؟چرا از خدا آمرزشنمیخواهید شاید به شما رحم کند؟آنها گفتند:ما تو ویارانت را به شگون و فال بدگرفتهایم!صالح گفت:این فال شما نزد خدا میماند وشما در معرض امتحانهستید.»
«صالح به قوم ثمود گفت:ای قوم من!خدای واحد را بپرستید که غیر از اوخدایی نیست.من از طرف خدا معجزه آوردهام.که این شتر خدا است که باید او رارها کنید تا در زمین خدا بخورد و او را اذیت نکنید که عذاب الهی شما را فرا خواهدگرفت.یادتان باشد که خدا شما را بعد از قوم عاد،در این زمین ساکن نمود که ازجاهای نرمش قصر بسازید و از سنگهای کوه خانه درست میکنید.پس بیادنعمتهای خدا باشید ودر زمین فساد نکنید.
عدهای از گردنکشان قومش به پیروان صالح گفتند آیا شما یقین دارید کهصالح از طرف خدا آمده است؟گفتند ما به آنچه صالح بدان فرستاده شده ایمانداریم.گردنکشان گفتند ولی ما به آنچه شما بدان ایمان آوردهاید کافریم!سپس ناقهخدای را کشتند و از امر خدا سرپیچی نمودند وگفتند ای صالح !آنچه از عذابوعده دادی بیاور!ناگاه زمین لرزه آنان را فرا گرفت و درخانه های خود بر رو افتادهمردند.صالح خطاب به آنان (مردههای آنها)گفت:ای قوم من!من پیا خدایم رارساندم و به شما نصیحت کردم ولی شما افراد خیرخواه را دوست ندارید.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 29 1 2 3 4 5 6 7 ...

